محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
55
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
ديگر آنكه مىگويند ، در آن زمان يك حيوان به نام « ريم » چنان بزرگ بود كه نتوانستند او را در كشتى جاى دهند ، از اين روى نوح او را با طنابى بزرگ به كشتى بست و آن حيوان هم چنان به دنبال آنان شنا كنان در آب كشيده مىشد ، چنان كه مارد « عوج بن عناق » ، پادشاه باشان چنان تنومند بود كه در كشتى جايى براى خود نيافت ، در نتيجه بر بالاى آن نشست و از اين طريق رهايى يافت ، امّا از مردم ديگرى كه با نوح در كشتى بودند مىتوان از همسرش « نعمة » دختر « انوش » و سه فرزند پسر او و همسرانشان نام برد . يكى از مشكلاتى كه نوح در اين راه با آن رو به رو بود ، مشكل توزيع توشهاى بود كه با خود همراه آورده بودند ، چنان كه مىبايست به حيوانات روز به هنگام روز و به جانوران شب به هنگام شب خوراك مىداد ، همچنين بايد از سوراخى كه در سقف كشتى بود به مارد « عوج » غذا مىداد و به رغم آنكه در طول شبانه روز به خوراك دادن كشتى نشينان از هر كس و هر چيز كه در آنجا بودند ، مشغول بود ، از آزار نيز ايمن نبود ، زيرا شير كه در سراسر آن زمان به دليل دچار شدن به تب به نسبت آرام مىنمود ، در طول آن مدت بسيار خشمگين بود ، چنان كه يك بار نوح براى او خوراك كافى نياورد ، با دستش چنان ضربهاى به او زد كه در اثر آن ، در طول عمر خويش مىلنگيد « 1 » . همچنين روايتى از يك نويسندهء مسيحى - كه شايد در دوران فتوحات اسلامى مىزيسته - بر جاى مانده كه آن را ميان آثار خطى دير « سانت كاترين » در سينا ، يافتهاند كه تفصيلات هيجان انگيزى از نظام داخلى كشتى به ما ارائه مىدهد ، چنان كه مقرر مىدارد كه چار پايان و وحوش را در دل كشتى جاى داده بودند و پرندگان در ميانهء آن قرار گرفته بودند و نوح عرشهء با صفاى كشتى را پس از جدا كردن مردان از زنان براى خود و خانوادهاش برگزيد و خود و فرزندانش در طرف شرق آن جاى گرفتند ، چنان كه زنان را همراه با فرزندانشان در طرف غرب آن جاى داد و حجاب ميان آن دو گروه عبارت بود از پيكره آدم كه از قبرى كه آب آن را فرو گرفت ، بيرون افتاده بود ، آنگاه اين روايت ابعاد كشتى را ( بر اساس ذراع ) و روز و ماهى را كه مسافران كشتى سوار شدند ، براى ما گزارش مىكند . « 2 »
--> ( 1 ) . براى اطلاع بيشتر جيمز فريزر ، پيشين ، ص 116 - 119 . ( 2 ) . جيمز فريزر ، پيشين ، ص 119 .